شب رفتنت عزيزم هرگز از يادم نمي ره واسه هر کسي که مي گم قصه اش و آتيش ميگيره دل من يه دريا خون بود چشم تو يه دنيا ترديد آخرين لحظه نگاهت غصه داشت باز ولي خنديد شب رفتنت يه ماهي تويه خشکي رفت و جون داد زلزله خيلي دلا رو اون شب از غصه تکون داد اما اون شب شيشه هاي خونه رو زدن شکستن پا به پام عکس هاي نازت اومدن تا صبح نشستن تو چرا از اينجا رفتي ؟؟؟
|